نامرده هرکی بیاد و جوک بخونه و بخنده و نظر نده
یه پاييز ديگه هم اومد.مواظب دلت باش که هميشه بهاری و شاد باشه . جوجه هات رو هم جمع کن که بايد آخرش بشماری

پاييزتان مبارک


این برگه که از درخت خسته میشه

پاییز فقط بهانه است


ترکه میره استادیوم موج مکزیکی میاد غرق میشه


دنيا را بدون خانمها تصور كنيد

 بازارها خلوت ، پولها اضافه خيابانها خلوت

مخابرات ورشكسته ، شيطون بيكار ، همه ميرن بهشت !!!


شنبه: با نگاهی عاشقانه مست شدم

 يكشنبه: به او گفتم گرفتارت شدم

دوشنبه: همچو ليلی عاشق صحرا شدم

سه شنبه: بی وفايی كرد و من گريان شدم

چهارشنبه: اسير هجرانش شدم

پنج شنبه: او رفت و من درعاشقی فانی شدم

 جمعه: بی او تنها شدم و از تنهايی....


به ترکه میگن چه آرزویی داری؟

میگه کاشکی زنا رو میشد مثله اسکناس خوردشون کرد

مثلا یه ۴۰ ساله رو بدی ۲تا ۲۰ساله بگیری


اگر کسي تو را آنطور که مي خواهي دوست ندارد

به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.


امروز روزه جهانی دزدیه

اگه قرار باشه از من یه چیزی بدزدی اون چیه ؟

قبل از اینکه این اس ام اس رو کش بری بگو چیه ؟


روزه جهانی پوکی استخوان را به تو دوست کله پوک عزیزم تبریک میگم


 به معتاده میگن فرق شما با ورزشکاران چیه ؟ میگه اونا تکنیکی کار میکنن ما پیک نیکی


هفته دفاع مقدس به شما و خانواده گرامیتان

 هیچ ربطی ندارد

پس بیخودی جو گیر نشوید


لره با خوشحالی به دوستش ميگه بالاخره اين جدول بعد از 2 سال حلش كردم. دوستش ميگه زياد نيست 2 سال؟ ميگه نه روش نوشته بود 7 تا 10 سال


پيرزنه ميره قرص اکس ميخوره
ميگه : من ترانه 15 سال دارم


موفقيت مثل توپ فوتبال برای آدمهاست . می دويم تا به آن برسيم و وقتی رسيديم آن را شوت می كنيم


هر رفتنی رسيدن نيست ؛ اما برای رسيدن ، راهی جز رفتن نيست


بدنت را برای کسی برهنه کن که روحش را برایت برهنه سازد


ترکه رو برق میگیره ننش میگه : ولش نکن این همونه که بابا تو کشت


سقراط ميفرمايد :
وقتی شما ازدواج ميکنيد ؛ اگر همسر خوبی گيرتان بيايد آدم خوشبختی خواهيد بود

اما اگر همسر ناجوری نصيبتان شود بدون شک فيلسوف خواهيد شد


یه بنده خدایی میگه که : من دوبار ازدواج کردم هر دو بار بد شانسی اوردم 

 همسر اولم ترکم کرد!

 دومی ترکم نمیکنه !؟


يه آبادانيه ميخواست فرار كنه خارج ولي راهشو بلد نبود رفت لب مرز ديد

 بعضي ها ميرن تو پوست گوسفند و از مرز عبور مي كنن خوشحال شد

كه راهشو پيدا كرده


رفت نزديك مرز و رفت تو پوست يه گوسفند همينكه رسيد به مرز پليس دستگيرش كرد و زندان انداخت.

از پليسه پرسيد: اين همه آدم رفتند تو پوست گوسفند و از مرز عبور كردند

چطور شد كه شما فقط منو ديدي؟

پليسه گفت : آخه پدرسوخته كدوم گوسفنديه كه عينك ريبون ميزنه؟


یه روز بهم گفت ...

اگه یه روزی اومد که دیدی همه دنیا دوست دارن بدون یکیشون منم ......

اگه یه روزی اومد که دیدی هزار نفر دوست دارن بدون یکیشون منم ......

اگه یه روزی اومد که دیدی صد نفر دوست دارن بدون یکیشون منم ......

اگه یه روزی اومد که دیدی فقط ده نفر دوست دارن بدون یکیشون منم ......

اگه یه روزی اومد که دیدی فقط یه نفره که دوست داره یقین داشته باش که اون یکی منم .....

اگه یه روزی اومد که دیدی دیگه هیچکس دوست نداره ......بدون که من مرده ام......


یه فرشته مهربون دیشب اومد رو زمین ازم پرسید از دنیا چی میخوای : یه میلیون دلار یا یه دوست خوب !

من گفتم : یه میلیون دلار !

چون میدونستم اگه بگم دوست خوب تو رو میده و من تورو دارم !


وقتی اشک می ریزم تو رو وسط اشکم می بینم به خاطر همین اشکامو پاک میکنم تا کسی تو رو نبینه


سلام ديگه به من زنگ نزن ديگه اس ام اس نفرست ديگه دوست ندارم من بيمار ديابتی هستم دکترم تجويز کرده از آدمای شيرينی مثل تو دوری کنم  


يك روز بچه كانگورو گم ميشه.

 ميره ۱۱۰ ميگه باز جيب منو زدن


 کسب کن لحظه هایم را که دریای چشمانت سراب مهربانی است


گنجیشکه با موتور تصادف میکنه  بیهوش میشه 

 موتوریه میندازتش تو قفس

وقتی به هوش می یاد میگه اینجا کجاست من کجام چرا تو قفسم

  یهو میزنه تو سرش میگه وااااااااای حتما موتوریه مرده


ترکه میخوره به شیشه میگه چه هوای سفتی


گوسفنده میره دم دره قصابی میگه: تیکه تیکه کردی دل منوووو


یه روز یه بسيجی عاشق يك دختری ميشه شماره تلفن مسجد رو بهش می ده


در تبریز به خاطر میلاد امام علی به هر کی اسمش میلاد بود جایزه دادن


یه بسیجی رییس فدراسیون شطرنج میشه
شاه رو حذف میکنه به جاش نماینده ولی فقیه میذاره


پسرها مثل پيام های بازرگانی هستند به 2 دليل :‌

1. خيلی دروغ گو هستند

2. هميشه بد موقع می رسند



هر كی عاقله ، غمی داره

روزگار درهمی داره

عاشق نشدی تا بدونی ،‌ ديوونگی عالمی داره



baba 10met garm, 9karetim, 8tablakootim, 7tire babatim, 6she mashinetim, 5jere khoonatim, 4keretim, 3loolaye vojoodetim, 2roshkatim ,1kam maro daryab


بقیه جوکها رو واسه مسائل اخلاقی در ادامه مطلب قرار دادم و رمز آن کلمه ی Shahrivar یعنی همون آدرس وبلاگ هست و هرکس مایل بود میتونه ادامه جوکها رو بخونه ضمنا نظر فراموش نشود





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ساعت ۱۷:۵ بعد از ظهر  توسط جوکر  | 

پسري که خاطرخواه شماست (آخ کجايي خاطرخواه !) و واقعاً  شما را دوست داره، دست به اين کارا مي زنه

سعي مي کنه خيلي از اوقات خودش رو با شما بگذرونه،حتي زماني که فرصتش کم باشه با شما شوخي مي کنه ، سعي مي کنه با اداي يکسري کلمات ، محبت و دوستي خودش رو نشون بده (مثلا مي گه اگه بد خواه مدخواه داري جون دادا بگوها)، حرفاي زيبا و قشنگ مي زنه سعي مي کنه روي شما تأثير خوب بگذاره ، هي مي خواد به شما کمک کنه در جمع دوستان رفتار و برخورد خيلي بهتري با شما داره مرتب به دنبال شما مي گرده يا ازدوستان سراغ تو رو مي گيره و گاهي از دوستانت يکسري سوالات درباره تو مي پرسه اگر مسئله اي پيش بياد از شما حمايت و دفاع مي کنه هر وقت به او احتياجي داشته باشي ، از کمک و پشتيباني دريغ نمي کنه يکسري جملات و کلمات جدي به شما مي گويد ، مثلاً "اي کاش مال هم بوديم اگه امکانش را داشته باشه به شما زنگ مي زنه که با شما صحبت کنه بدون اينکه حرف يا مطلب خاصي را بخواهد به شما بگويد توي چشمات خيره مي شه اما وقتي ازش مي پرسي ، دليلش را نمي گويد وقتي با هم هستيد ، شاد و شنگول مي باشد ، مي خنده و سعي مي کنه تو را هم بخندونه و شاد کنه اگرامکانش باشه تا سر کلاس يا دم در خونه تو را همراهي مي کنه اگه با هم هستين ، احساس راحتي ميکني و خيلي پر حرف ميشي سعي مي کنه آروم بهت دست بزنه و گاهي هديه هاي کوچکي بهت مي ده برات نامه ميده يا ايميل مي فرسته اگر ازش بخواي که يک جايي برويد که او معمولاً نمي ره ، يا ازش بخواي کاري انجام بده که معمولاً انجام نمي ده ولي به خاطر شما اينکار رو مي کنه و در آخر ، يک مرتبه حس مي کني که تازگي ها خيلي تو دل برو ، مهربان و دوست داشتني شده و دلت بيشتر براش تنگ مي شه

اينها همه نشانه اين است که هر دو شما به هم علاقه دارين


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ساعت ۱۷:۳ بعد از ظهر  توسط جوکر  | 

درويشی قصه زير را تعريف می کرد:

يکی بود يکی نبود مردی بود که زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود.

وقتی مُرد همه می گفتند به بهشت رفته است آدم مهربانی مثـل او حتما ً به بهشت می رود.

در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی کيفيت فراگير نرسيده بود و استـقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد.
فرشته نگهبانی که بايد او را راه می داد نگاه سريعی به فهرست نام ها انداخت و وقتی نام او را نيافت او را به جهنم فرستاد. در جهنم هيچ کس از آدم دعوت نامه يا کارت شناسايی نمی خواهد هر کس به آنجا برسد می تواند وارد شود.

مَرد وارد شد و آنجا ماند . . .

چند روز بعد شيطان با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت:

« اين کار شما تروريسم خالص است! »

نگهبان که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد:  چه شده ؟

شيطان که از خشم قرمز شده بود گفت:

« آن مَرد را به جهنم فرستاده ايد و آمده وکار و زندگی ما را به هم زده.از وقتی که رسيده

نشسته و به حرف های ديگران گوش می دهد و به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در

جهنم با هم گفت و گو می کنند يکديگر را در آغوش می کشند و می بوسند.

جهنم جای اين کارها نيست! لطفا ً اين مَرد را پس بگيريد!! »

  وقتی قصه به پايان رسيد درويش گفت:

 با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند!



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ساعت ۱۷:۱ بعد از ظهر  توسط جوکر  |