تبليغاتX
جوکای باحال برای آدمای باحال
نامرده هرکی بیاد و جوک بخونه و بخنده و نظر نده
 

اصفهانيه موز مي خوره  پوستشو ميزاره لاي دفترچه خاطراتش!!!

حوا از آدم مي‌پرسه: منو دوست داري ؟ آدم ميگه: مگه چاره ديگه‌اي هم دارم ؟؟!!

روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور ؟ ميگه : خانومم گفته از جات تکون نخور!!!

يه تركه گفتن: با وطنم جمله بساز. تركه گفت: ديروز رفتم حمام و تنم را شستم! به تركه گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. تركه گفت: اتفاقا با تي دسته دار تنمو شستم!!!

اگه دلتنگ باشی کسی نمی فهمه ... اگه عاشق باشی هیچ کس نمی فهمه.... اگه درد داشته باشی هیچ کس نمی فهمه... ولی کافیه فقط یه دفعه بگوزی تا همه بفهمن!!!

در انتظارم بيا من آمدم پاي مسنجر شدم مسحور آواي مسنجر بيا هارد دلت را ما ببينيم گلي از كنج هوم پيجت بچينيم بيا آيكون نماي بينشانم كه من جز آدرس ميل ات ندانم بياامشب كمي آنلاين باشيم وياتاصبح تا سان شاين باشيم بيا فرهاد بي تو باز غش كرد وحتي هارد ديسكم هم قفل كرد بيا اي عشق دات كام عزيزم به پاي تو دبليوها بريزم بيا اي حاصل سرچ جهاني بيا اجرا كن آن فايل نهاني بيادردل تورا كم دارم امشب حدود 100گيگا غم دارم امشب!!!

دو تا ترک با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ......... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق دزدیدن!!!

به تركه ميگن شما آشغالاتون رو تو چي ميريزيد ميگه لاي نون! ميگن لاي نون؟ ميگه نميدونم لاي نون يا ناي لون!!!

آفريقيها يه ضرب المثل دارن که ميگه:" هشابن تنت هب رس ماخيم"، يعنی خيلی دوستت دارم، اينقدر که جونم را برات ميدم، جالب اينه که اگه برعکس بخونی هم همين ميشه، ميگی نه بر عکس بخونش (حتماً بر عکس بخونیش ها) !!!

 

------------------------------------------------مسابقه------------------------------------------------

شرایط خاصی ندارد(اعم از هرگونه سن و سال و جنسیت و وضعیت و آی کیو و وضعیت جسمانی و ...) 
*******رشته هاي مخصوص آقايان********

1)مخ زدن دختر بسيجي در 10 ثانيه

2)تحمل 10 دختر سمج در 60 ثانيه

3)دوي استقامت در حياط مدرسه دخترانه در 2 ثانيه

4)رقابت با دختران در رشته چونه زدن و پر حرفی پشت موبایل و تلفن (سنگین ترین رشته که اغلب آقایون انصراف میدند

۵)نازکشی دختر (میدونم... خیلی سخته !!!)


******رشته هاي مخصوص بانوان********

1)پيچوندن دوست پسر در کمتر از يک چشم به هم زدن

2)گريه و زاري به مدت 3 روز

3)مخ نشدن در کمتر از 10 ثانيه(خيلي سخته مي دونم)

4)براي يک بار هم که شده ناز نکردن(اين قسمت رو هم بانوان انصراف ميدن)

5)تحمل 1 پسر سمج در 1 ثانيه(چون پسرا خيلي سمج ترن تخفيف داديم تا مشتري شيد)

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

يکی به خدا ميگه 10000000 سال برات چقدره؟ خدا ميگه يک دقيقه، ميپرسه 10000000 دلار برات چقدره؟ خدا ميگه اندازه يک اکانت، ميگه پس خدا يک اکانت به من بده، خدا ميگه باشه، فقط يک دقيقه صبر کن!!!

به ترکه ميگن: برو سي دي خام بخر ! ترکه ميگه: صوتي يا تصويري؟؟!!

ترکه به يه دختر ميگه اسمت چيه؟ دختره بهش ميگه "شراره" ولی بچه ها صدام ميکنن شراب. ترکه میخواد یعنی کلاس بذاره ميگه اسمه منم علي اصغره بچه ها صدام ميکنن عرق سگی!!!

به خدا ميگن چرا اول مرد رو آفريدی بعد زن رو ؟ميگه شما هم اگه بخواهيد چيزی بنويسيد اول چکنويس ميکنيد بعد پاکنويس !!!

ويژگيهاي دختران با کلاس 1)برداشتن ابرو به مقدار زيادوحتي تراشيدن از بيخ!!! 2) کشيدن سيگار مور!!! 3)بحث نكردن در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا چون چيزي حاليشون نميشه!!! 4) نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست تا مرز 20 سانت!!! 5) خفه كردن خود در تماشاي برنامه هاي تلويزيوني!!! 6) گوش دادن موسيقي هاي استاد شجريان!!! 7) نوشيدن نوشابه هاي زرد!!! 8) اظهار عدم تمايل به ازدواج تا 30 سالگي!!! 9) تظاهر به ديوانه بودن!!! 10) بحث در مورد فضاي فکري گورباچوف!!!

ویژگیهای پسران با کلاس ۱)برداشتن ابرو به مقدار کافی! ۲)کشیدن سیگار به همراه چوب سیگار ! ۳)بحث در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ! ۴)نگرفتن ناخن های انگشتان دست ! ۵)بی اطلاعی از تماشای برنامه های تلویزیونی! ۶)گوش دادن موسیقس بدون کلام! ۷)نوشیدن نوشابه های انرژی زا ! ۸)اظهار عدم تمایل به ازدواج!  ۹)تظاهر به عصبی بودن ! ۱۰)بحث در مورد فضای فکری احمدی نژاد

تركه ميره كولر بخره، فروشنده ميگه: آبي باشه؟ تركه ميگه: اگه گرمزشو دارين بدین!!!

دعاي پايان ترم :الهي ادركني پاسُخنا امتحاني به نمراتَن دهي و گاهن دوازدهي ...حفظان مِن مشروطي و فلجن استادي و لغوا امتحانما

بي تو آنلاين شبي باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم دنبال آيدي تو گشتم شوق ديدار تو لبريز شد از کيس وجودم شدم آن يوزر ديوانه که بودم وسط صفحه دسکتاب روم ياد تو درخشيد دينگ 100 پنجره پيچيد شکلکي زرد بخنديد يادم آمد که شبي با هم از آن چت گذشتيم روم گشوديمو در آن پي ام دلخواسته گشتيم لحظه اي بي خطو پيغام نشستيم تو ياهو دينگ و دنگ همه دل داده به يک تاک هماهنگ

man-------2ooset daram----------3tareye man-------4areye dardam---------5jeye aftabam--------6isheye omram----------7,8bar migam---------9karetam-------10amet garm

به یارو ميگن يك جمله بگو توش 7تا بيل داشته باشه ميگه:والا نميدانم هابيل با بيل قابيلو كشت يا قابيل با بيل هابيلو كشت

ميدوني چرا احمدي نژاد امسال ساعت ها رو جلو نكشيد؟.............چون قدش به ساعت نرسيد

مضرات امتحانات : افزایش بار علمی به طور نا خواسته ! کمبود شدید خواب و کاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقیقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خواری ! برای معلمان ! افزایش خشونت علیه حیوانات (خر زنی !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش های غلط تقلبی ! سردرد حاصل از تمرکز شدید برای یافتن راههای مدرن تقلب

دنيا رو بدون خانمها تصور کنيد بازارها خلوت پولها اضافه خيابونها خلوت شيطون بي کار مخابرات ورشکسته همه ميرن بهشت

به عربه تو اهواز میگن کجا میشینید میگه ولک هر جا که خستم شه

تركه مي ره دكتر مي گه اقاي دكتر نمي دونم چرا چند وقته كسي منو تحويل نمي گيره؟ دكتر مي گه لطفا نفر بعد!!!ا

سه تا اصفهانی با هم مسابقه زير آبی ميزارن، هر کی سرشو زود تر از آب بيرون مياورد بايد بقيه رو پيتزا مهمون ميکرده ...... هر 3 تاشون ميميرن

مهم اين نيست که تو اَدد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم ان بشيم، باهم آرشيوه زندگي رو دوره کنيم و با هم آفف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورده دوستيمونو جوری بسازيم که کسی نتونه هکمون کنه

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 21:35  توسط جوکر  | 

 

به تركه ميگن: با «آجر» جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن،‌ ديوار ميسازن

به تركه ميگن: با «ابريشم» جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه

به تركه ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو سايه

به تركه ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين

به تركه ميگن: با «تلاش» جمله بساز،‌ ميگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت

به تركه ميگن: با «توكيو» جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست دارم توكيو؟

به تركه ميگن: با «جام جم» جمله بساز. ميگه: صبح كه از خواب پاميشم جامو جم مي‌كنم

به تركه ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟ چند نفريد؟

به تركه ميگن: با «خرچنگ» جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن

به تركه ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما راداره

به تركه ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز،‌ ميگه: زنبور خره، گاو منه

به تركه ميگن: با «ستيز» جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)

به تركه ميگن: با «سي‌دي» جمله بساز، ميگه: چُسيدي

به تركه ميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباس‌اينا رفتيم بيرون

به تركه ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير مي‌خوري؟

به تركه ميگن: با «شيشه» جمله بساز،‌ ميگه: ساعت يك ربع به شيشه

به تركه ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت مي‌كردم صدا قطع شد

به تركه ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم

به تركه ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي

به تركه ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت

به تركه ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟

به تركه ميگن: با «كشور» جمله بساز،‌ ميگه: با كش ور رفتم خورد به چشمم

به تركه ميگن: با «كيشميش» يك جمله بساز، گفت: من پسر عموش ميشم، تو كيشميشي؟

به تركه ميگن: با «گوهر» يك جمله بساز، گفت: توي گو، هر موقع به من ميرسي ميگي يه جمله بساز

به تركه ميگن: با «لوبيا» جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا

به تركه ميگن: با «ماشين» جمله بساز. ميگه: چقدر خوبه كه شما بياييد همسايه ماشين

به تركه ميگن: با «مايلي كهن» جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟

به تركه ميگن: با «مترو» جمله بساز. ميگه: اصلا سوالتون غلطه! شما بايد بگين مترو ببر، مترو بيار، مترو بكش ولي متروچيه نداريم

به تركه ميگن: با «محمد دوعايه» (دروازه بان تيم فوتبال عربستان) يك جمله بساز، گفت: من يك آيه از قرآن حفظ كردم، محمد دوآيه

به تركه ميگن: با «ممه» جمله بساز. ميگه: گرممه

به تركه ميگن: با «مناجات» يك جمله بساز، گفت: مونا جات رو بنداز بخواب

به تركه ميگن: با «مينا و تينا» جمله بساز. ميگه: مامانم اينا با مامانتينا رفتن شمال

به تركه ميگن: با «مينا» جمله بساز. ميگه: با قاسم‌اينا رفتيم بيرون

به تركه ميگن: با «نجيب» جمله بساز. ميگه: يه شلوار خريدم نه جيب جلو داره نه جيب عقب

به تركه ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچه‌هاي تيم ملي واقعا زحمت مي‌كشند، نخسوزن علي دايي

به تركه ميگن: با «نمونه» يك جمله بساز، گفت: اين كه مي بينين پاهامونه ، اينم رونمونه

به تركه ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه

به عربه مي‌گن: با «ماهيچه» جمله بساز، ميگه: ولك عقل ترک درمقابل عقل ِما هيچه

به تركه ميگن با اش چمله بساز ميگه محمدي اش صلوات

به ترکه ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس گرفتيم

به ترکه ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو ايران با ما لجن

به يکي ميگن با کشور جمله بساز ميگه بچه با کش ور نرو

به تركه مي گن با ماست جمله بساز مي گه بربري در انتظار ماست

به تر كه مي گن يه جمله بساز كه توش مرده: باشه مي گه آمبولانس

به تركه ميگن با بقيه جمله بساز ميگه من ديشب پيتزا خوردم بهش مي گن بقيش كو ؟ مي گه تو يخچال

به تركه ميگن: با «دوچرخه» جمله بساز. ميگه: چرخهای عقب مینی بوس غضنفر دوچرخه

به تركه ميگن: با «ترک» جمله بساز. ميگه: بابا خسته شدم از بس جمله ساختم !!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 21:27  توسط جوکر  | 

 

آزمون استخدامي

تست هاي فرهنگي هنري

هنرپيشه معروف سينما ؟ الف) محمدرضا گلزار ب) محمدرضا علفزار ک) محمدرضا گندمزار ش) محمدرضا دشت

هنرپيشه مرحوم سينما ؟ الف) رضا ژيان ب) رضا ماکسيما ک) رضا فولکس ش) رضا خاور

هنرپيشه مرحوم فيلم “ممل آمريکايي” ؟ الف) نعمت الله گرجي ب) نعمت الله ساقه طلايي ک) نعمت الله شيرين عسل ش) نعمت الله مينو

هنرپيشه زن معروف سينما ؟ الف) هديه تهراني ب) کادوي تهراني ک) چشم روشني تهراني ش) قابل نداره تهراني

بازيگر چشم روشن سينما و تلوزيون ؟ الف) پارسا پيروزفر ب) فارسا فيروزپر ک) پارسا پيروزپر ش) فارسا فيروزفر

يکي از آهنگ هاي منصور ؟ الف) ديوونه ب) خل ک) منگل ش) عجوج مجوج

خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند ؟الف) پاپ ب) اسقف ک) راهبه ش) موبد

تست هاي ورزشي

مربي و بازيکن اسبق پرسپوليس ؟ الف) علي پروين ب) علي شهين ک) علي مهين ش) علي دمبه

کشتي گير گردن کلفت ايران ؟ الف) عباس جديدي ب) عباس قديمي ک) عباس نيو ش) عباس آپ تو ديت

تيم فوتبال آباداني ؟ الف) نفت آبادان ب) بنزين آبادان ک) گازوئيل آبادان ش) استقلال اهواز

باشگاه انگليسي ؟ الف) ميدلزبرو ب) ميدلزبيا ک) ميدلزبودي حالا ش) ميدلزپاشو برو گمشو

بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟ الف) حسن صالح حميدزيچ ب) حميد صالح حسنزيچ ک) حسن حميد صالحزيچ ش) بابا چند نفر به يه نفر ؟؟؟

دروازه بان انگليس در جام جهاني 1998 فرانسه ؟ الف) ديويد سيمن ب) ديويد سيمثقال ک) ديويد سيگرم ش) ديويد سيتن

مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد ؟ الف) اندي کول ب) اندي سرشانه ک) اندي پشت بازو ش) اندي مرسي هيکل

مهاجم تيم ملي هلند و آرسنال ؟ الف) دنيس برگکمپ ب) دنيس اروين ک) دنيس وايز ش)دنيس تريکو

تست هاي علمي تفريحي

مساحت دايره چقدر است ؟ الف) 2 متر ب) 5/2 متر ک) بيشتره ش) صبر کن بپرسم

سرعت نور چقدر است ؟ الف) خوب است ب) بد نيست ک) شما چطوري ؟ ش) چه خبر ؟

کدام عبارت زير بايد فيلتر شود ؟ الف) cosx ب) 2sin2x ک) cotghx ش) tg3x

کدام دانشمند جاذبه زمين را کشف کرد ؟ الف) نيوتن ب) کيلوگرم ک) متر بر مجذور ثانيه ش) نيترات مس

ماري کوري کاشف چه بود ؟ الف) اورانيوم ب) آلومينيوم ک) آلمانيوم ش) لوئي پاستور

در بيت زير چه صنعتي به کار رفته است ؟ “بي وفايي ، بي وفايي ، دل من از غصه داغون شده” الف) ايهام ب) صنعت نفت ک) صنعت پتروشيمي ش) صنعت آبکش سازي

شاعر قرن ده دوازده؟ الف) هاتف اصفهاني ب) ابي اصفهاني ک) اندي اصفهاني ش) سياوش قميشي اصفهاني

فعل “خوردن” را صرف کنيد ؟ الف) چشم ب) صرف شده ک) ميل ندارم ش) نوش جان

يکي از وسايل مربوط به فيزيک که در عينک ، تلسکوپ و ميکروسکوپ به کار ميرود ؟ الف) عدسي ب) کاچي ک) فرني ش) لوبيا با دوغ

دانشمندي که بين بار الکتريکي و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه اي نوشت ؟ الف) تامسون ب) واشنگتني ک) بمي ش) شهسواري

شاخه اي از علم فيزيک ؟ الف) مکانيک ب) باطري ساز ک) بوسترساز ش) کمک فنرساز

نويسنده “منطق الطير” کدام شاعر است ؟ الف) عطار نيشابوري ب) نجار نيشابوري ک) سمسار نيشابوري ش) کوپن فروش نيشابوري

يکي از اشکال ماده ؟ الف) گاز ب) يخچال ک) بخاري ش) ماشين ظرف شويي

نام ديگر اسيد فرميک ؟ الف) جوهر مورچه ب) جوهر مورچه خوار ک) جوهر پلنگ صورتي ش) جوهر سرندي پيتي

نام گاز سرد کننده يخچال هاي قديمي ؟ الف) فرعون (فرئون) ب) نمرود ک) ابرهه ش) خسرو پرويز

نام ديگر گازهاي بي اثر مثل هليم ، نئون و … ؟ الف) گازهاي نجيب ب) گازهاي سر به زير ک) گازهاي باوقار ش) کلا بچه هاي خوبي هستن

وقت شما به پايان رسيد . لطفا ماوس هاي خود را بالا بگيريد

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 20:25  توسط جوکر  | 

 

ترکه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه

تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه پدرشون رو در بیاره. ملت هم ميان هر كي يه چیزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه راه میفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برمي‌گرده. مردم دورش جمع ميشن، مي‌پرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام می‌جنگيدم؟

تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه

تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره

يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!

تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!

تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برمي‌گرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!

تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه در آوردی ؟ ساندویچیه میگه:آخه عزیز من این یکی مغز ترکه باید ۱۰۰ تا کله بشکنیم تا این یکی از توش در بیاد

یه روز تو اتوبوس پيرزنه بلند شد و گفت ني ناي ني ناي ني ناي نايهمه فکر کردند که دیوونست و مي خوادبرقصه و دست زدند پيرزن ناراحت شد دندان مصنوعي خودش رو گذاشتو گفتنياوران نگه دار
 
 
به يه نفر ميگن با احمد يه جمله بسازميگه ديروز منو علي و رضا رفتيم سينماميگن پس احمدش كو ؟ميگه اخه ما اونو نبرده بوديم
 
يك شب تلويزبون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش مي گه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش مي كنند، مي رن مي خوابن
 
دو نفر شيره‌اي درددل مي‌كردند و از مشكل لاينحل يبوست مي‌ناليدند. اولي گفت: اشمال آقا، راشتشو بگو... تو شالي چند دفعه مي ري مشتراح؟ اسمال آقا گفت: دروغ شرا... بهار يه دفعه... تابشتون يه دفعه... پاييز يه دفعه... زمشتون هم يه دفعه...! اولي گفت: خوب پدر شگ... يه دفعه بگو اشهال دارم
 
از يه معتاده مي پرسند؟ تو بيژني؟ مي گه: نه من ژن دارم
 
يک بار از بامشاد مي پرسند که : چه ماشيني را دوست داري ؟ بامشاد ميگه ژيان ....ميگن چرا ؟ ميگه : چون ازش روغن مي چکه
 
يه روز يه پسري با يه دختر اشنا ميشندپسره ميگه اسمم کامبيز توي خونه بهم ميگن کاميتو اسمت چيه؟ميگه منم اسمم شکوفه ولي توي خونه بهم ميگن چس فيل
 
به روز ترکه يه سر هنگ ميبينه ميگه شما گروهبان هستيد ؟ سرهنگ ميبينه اين خيلي شوت ميزنه ميگه آره عزيزم من گروهبان هستم ، يه دفعه ترکه ميگه پس غلط کردي لباس سرهنگ ها رو پوشيدي
 
ميدوني ترک ها به يه شلوار لي چي ميگن ؟ ليوان ! به دوتا لي چي ميگن ؟ ليلي ! به سه تا لي چي ميگن ؟ تريلي  ! به چهار تا لي چي ميگن ؟ چارلي ! به 7 تا لي چي ميگنم ؟ چارلي تو تريلي
 
ميدوني سزارين يعني چي ؟ يعني بچه به شرط چاقو
 
تو جاده يه افسر جلوي ماشين رو ميگيره ميگه : شما بخاطر بستن کمر بند 50 هزار تومان برنده شدين حالا با اين پول ميخواهيد چيکار کنيد ؟ راننده فکر ميکنه ميگه ميرم گواهينامه ميگيرم ! يه دفعه زني که بقل دست راننده نشته بود ميگه جناب سروان زياد به حرف هاي  اين شوهر من توجه نکنيد وقتي مست ميشه يه بند چرت و پرت ميگه ! تو صندلي عقب يه يارو خواب بوده از سر و صدا پا ميشه و چون تو باغ نبوده ميگه از اول گفتم با ماشين دزدي نميشه فرار کرد ! يه دفعه يکي از صندوق عقب ماشين داد ميزنه : بلاخره از مرز گذشتيم ؟
 
به ترکه ميگن دو دوتا چند تا ميشه ؟ ميگه 4 تا ميگن اااااااااه گند زدي به جوک
 
يه تركه تو دستشويي مي مي ره روحش تو هواكش گير مي كنه
 
به ترکه میگن اسم یه امام بگو ، میگه : سوج  ، میگن سوج یعنی چی ما که امام سوج نداریم ، ترکه میگه خودم دیدم پشت یه اتوبوس نوشته بود یا سوج .
 
يه روز يه بنده خداي کردي رو مي‌برن جهنم فرداش مي‌بينن هيچکس اونجا نيست. تحقيق که مي‌کنن مي‌فهمن کرده همرو قاچاقي برده بهشت!
 
ترکه با ماشین اش دور میدان میچرخیده میگن چرا داری اینقدر دور میدان میچرخی ؟ میگه : آخه راهنمام گیر کرده !!!
 
به يه ترکه ميگن خر بهتره يا گاو؟ ميگه گاو. ميگن چرا؟ ميگه خوب آدم که از خودش تعريف نمي‌کنه!
 
به يه ترکه ميگن چرا داروهات رو به موقع نمي‌خوري؟ ميگه آخه مي‌خوام ميکروبها رو غافلگير کنم!
 
از يه ترکه مي‌پرسن چرا ترکا به ق ميگن گ ؟ ميگه والا گبلا گبلنا و گديم گديما ميگفتن، ولي حالا ديگه نمي‌گن!
 
ترکه رو  مي افته جزيره آدم خوارها بعد آدم خوارها ميگن آدم ... آدم ... ترکه ميگه : آهاي داداش حالا که حرف خوردن شد ما شديم آدم ؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 18:46  توسط جوکر  | 

 

به تركه ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!

يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومه شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!

از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!

سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمرا قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من هیچی نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، گند میزنه به قانون باباهاي هردوتون

 تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه

تركه سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم

تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگه‌اي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، ‌تركه با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!

دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم مي‌كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنند!

تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!

تركه 19 تا بچه داشته،‌ بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!

تركه ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده !

يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!

تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، ‌يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!

تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟

شيره‌ايه ميخواسته تاكسي بگيره، ‌به يك تاكسي ميگه: مُشتقيم! تاكسيه،‌ پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه:‌ اي بـابـا! من كه مي‌خواستم اونجا پياده شم

تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين‌؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. تركه ميگه: پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!

عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:‌آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه:‌ داريم، ولي نه به اين غليظي!

تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه:‌ امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!

يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!

تركه خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!

تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!

تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم!

تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

تركه با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن: چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم، هي جاده پيچيد، من پيچيدم، ‌دوباره جاده پيچيد، باز من پيچيدم،‌ يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!

اواهه ميخوره زمين، ميگه: اِوا! تو هم جاذبه!

يارو تركه عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌ يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري پدر یارو رو در میارن بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!

آويني تو جنگ كشته‌ميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد،‌ منزل شهيد آويني؟!

تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!

تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!

به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه !

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 21:7  توسط جوکر  | 

 

- ببينم شما چند سال داريد؟- ۹۷ سال.- خب خانم چند سال دارند؟- ۹۵ سال. - و شما در اين سن تقاضاي طلاق كرديد؟ - راستش قصد داشتيم خيلي زودتر از اينها اين كار رو بكنيم اما خانم گفت بچه ها كوچیكند بگذار بزرگتر بشوند بعدا"...!!!
به يکي ميگن دو دوتا چند تا ميشه ؟ ميگه 5 تا ميگن خاک بر سرت چرا 5 تا ؟ ميگه آخه علم پيشرفت کرده !!
 
يه آبادانيه با يه فرانسويه راه ميرفتن، فرانسويه مي گه: ما ايفل رو ۱ ماهه ساختيم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هي گفت و گفت تا اين که آبادانيه چشمش به برج آزادي افتاد، يهو گفت: اي بابا، اين كه الان اينجا نبود!!!
 
از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!
 
از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچه همسايمونه، ولي هميشه خونه ماست
 
لره داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون،  بعد کشیک می کشید تا سوسک ها رو بگیرید هر سوسک رو که گرفتید در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  لره ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم میشه
 
آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي
 
ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين
 
به تركه ميگن: بچه كجائي؟  ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچه يونجه‌زارهاي سرسبزِ آذر بايجانم
 
 آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروشی ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده. آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟ تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!
 
به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم
 
تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. راننده قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجو بهش ميتوپه كه: مرتيكه خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم
 
تركه به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  تركه ميگه: بابا من كه راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش
 
تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتما عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره
 
تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره
 
تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. تركه يه خرده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟
 
تركه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنه‌اي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. تركه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. تركه ميگه : ببخشيد ولي آقاي احمدی نژاد چي؟ يارو ميگه:بايد خواب باشن . تركه ميگه: پس دمت گرم حالا كه همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال كنيم
 
تركه ميميره، اون دنيا در حيني كه داشتن به حساب كتاباش رسيدگي ميكردن ميره پيش جبرئيل، ميگه: من از خدا يك سوال واجب دارم، ميشه برم بپرسم؟ جبرئيل ميگه: باشه، برو طبقه بالا در سمت راست، سوالت رو بپرس، زود برگرد. تركه ميره طبقة بالا، در رو باز ميكنه، ميبينه خدا پشت يك ميز نشسته داره با يكي از فرشته‌ها به حساباي مردم ميرسه. خلاصه سلام ميكنه ميره جلو، ميگه: خداجان، الهي قربان اون بزرگيت بشم من، الهي فدات بشم... چرا تو دنيا اين همه ترك آفريدي؟!  بري تو آذربايجان همه تركند، بري تهران پر تركه،  بري بلوچستان، بري شمال، بري جنوب، غرب، شرق، بازم ترك پيدا ميشه... بري آلمان بازم ترك پيدا ميشه، بري كانادا،  بري آمريكا بازم ترك پيدا ميشه... بري كره ماه بازم ترك پيدا ميشه! آخه خداجان، واسه چي اينقدر ترك آفريدي؟! خدا يكم تركه رو نگاه ميكنه، به معاونش ميگه: عسگر... ايلده ببين اين چي ميگه بابا... هي وگت مارو ميگيرند
 
تركه تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت... ايلده ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره
 
تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن
 
بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلی حال بده از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون
 
از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن
 
تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها!  پس حتما برج ايفله!
 
تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه
 
عمليه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين یکرده که یهو صدای زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه
 
ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم
 
تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن
 
تركه ميره قنادي، ميگه: ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نخير نداريم. فردا دوباره تركه مياد، ميپرسه: شرمنده، كيك هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نخير نداريم. خلاصه يك هفته تمام هر روز كار تركه اين بوده كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده كه نداريم. آخر هفته قناده باخودش میگه اين بابا كه مشتري پايس... بگذار يك كيك هفتاد طبقه براش بپزيم، يك پول خوبي هم شب جمعه‌اي بزنيم به جيب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو ميگذاره يك كيك خوشگل هفتاد طبقه رديف ميكنه. شنبه اول صبح تركه مياد، ميپرسه: ببخشيد، كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند بر لب ميگه: بعله كه داريم، خوبشم داريم! تركه ميگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بيست چهارش به ما بده
 
پرچم عربستان رو به تركه نشون ميدن، ازش ميپرسن: اين پرچم كجاست؟ تركه يهخرده فکر میکنه میگه پرچم اسپانيا! ملت جا ميخورن، ميگن: آخه چرا اسپانيا؟! تركه ميگه: ايلده خودتون نگاه كنيد، روش نوشته: الاله‌لاله‌لالا
 
تركه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن
 
به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟
 
يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره  سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ.  سرهنگه ميگه: مي‌تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب  رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست.  برميگرده به مرده ميگه ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقده‌ايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم صد و هشتاد تا سرعت میرفتم !!!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 20:52  توسط جوکر  | 

 

دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!
 
مشتري: آقا چرا ديگه مي‌خواهي توي حلقم را كيسه بكشي؟ دلاك: آخه خودتون گفتين گلوتون چرك كرده!
 
زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه!
 
احمق كسي است كه به همه چيز اطمينان كامل داشته باشد. مطمئني؟ صددرصد!
 
پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نمي‌دانم چرا شب‌ها كه دلم نمي‌خواهد بخوابم به زور مرا مي‌فرستي بخوابم ولي صبح‌ها كه دلم نمي‌خواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار مي‌كني؟
 
صاحبخانه: هر وقت مي‌گويم اجاره را بده، مي‌گويي: بگذار حقوق بگيرم، پس كي حقوق مي‌گيري؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم
 
ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم
 
مرد: قسم مي‌خوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم.
 
زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم!
 
زن و شوهري به سينما رفتند. در اواخر فيلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: اين كسي كه بغل دست من نشسته از اول فيلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتي جواب داد: به درك كه خواب است. حالا چرا منو از خواب بيدار كردي؟
 
تركه مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!
 
تركه ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!
 
تركه ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده‌ بوده سي‌دي‌ مي‌فروخته، ‌هي داد مي‌‌زده: ‌سي‌دي ابي، سي‌دي‌ ابي. تركه يك نگاهي به يارو مي‌كنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده،‌ هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته!
 
تركه با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه!
 
دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم!
 
تركه ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم!
 
تركه ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!
 
عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌ يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه... عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه::‌اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري!
 
تركه وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيل‌ميدن، مي‌بينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشي‌هاي ‌تلفناي همگاني رو بيسيم كرده
 
تركه ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟
 
 به تركه ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش
 
تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره
 
تركه دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!
 
از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!
 
اردبيل زلزله مياد،‌ تركه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره
 
تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه
تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!
 
به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!
 
تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟
 
آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده: help me, hellllp! تركه از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جاي كلاس زبان كلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي
 
تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد
 
تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم
 
تركه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. تركه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، تركه يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده
 
تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!
 
  به تركه ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر
 
به لره ميگن: ببخشيد شما لريد؟‌ ميگه: نه پس انم با اين سبيل پهنم؟
 
از تركه مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه
 
يك بابايي يه ماهي تو پاكت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش مي‌پرسه: جريان ‌اين ماهيه چيه؟ ميگه: ‌دارم براي شام مي‌برمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينما
 
به تركه ميگن چي شد ترك شدي؟! ميگه:‌ والله من اولش كه ترك نبودم، ‌تو بيمارستان با يه بچه ترك عوض شدم
 
تركه تو اتوبوس يه دختره خوشگل رو ميبينه،‌ پياده كه ميشه شماره اتوبوس رو بر ميداره!
 
تركه مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟!
 
تركه يه سكه اززير خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200 سال قبل از ميلاد!
 
قزوينيه ميره خونه يك ميليونره، ‌دويست ميليون نقد مي‌دزده. بعد زنگ ميزنه خونه يارو ميگه: بچه رو بيارين پولارو ببرين
 
يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خرابتره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته
 
تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!
 
تركه مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ تو جيب جا ميشه اما اگه تو جيبت بريزي، جيبت ماستي ميشه
 
تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌ امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدي، ضامن من يابو هم بشو
 
تركه پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند
 
تركه ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه
 
تركه مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميكنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مرده‌ها تقسيم مي‌كرد
 
چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع مي‌كنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش مي‌كنن ببينن چي‌ميخواد بگه،‌ بعد مي‌بينن نمي‌تونه حرفش رو بزنه، بي‌خيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ‌ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر مي‌گفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نمي‌كرده، وقتي مي‌رسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم
 
از تركه ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راه‌راهمون تو آفريقاست
 
تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه
 
تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه
 
تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!
 
تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!
 
تركه بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 23:3  توسط جوکر  | 

 

دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف نزدند پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم!
 
به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!
 
غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!
 
اصفهانيه موز می‌خوره معده‌اش تعجب می کنه !
 
بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمی‌گيريم. علی می‌گه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !
 
غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!
 
به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!
 
باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش می‌گه برو کلاه منو بيار. بچه می‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه می‌گه: اه...پس...نمی‌خواد بری بياريش!
 
آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!
 
از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي می‌گه: کوپن چيه؟ آفريقايي مي‌گه: گوشت چيه؟ ايرانيه مي‌گه: نظر چيه؟!
 
غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.
 
مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: مي‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيه‏اش هم براي خودم يه پيرهن مي‏دوزم.
 
جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافيت باشه. گفت: يه بار ديگه زرت و پرت كني مي‏زنم پك و پوز تو خورد مي‏كنم.
 
لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره!
 
تركه مي‌رسه، مي‌خورنش.
 
معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا – بي – سي – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...
 
دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!
 
تركه خبر داغ مي‌شنود، گوشش مي‌سوزد!
 
موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟
 
تركه چهار تا قالب صابون مي‌خوره تا به مرز خودكفايي برسه!
 
تركه نبض بيمار را گرفت و گفت: نمي‌دانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!
 
در نيويورك خانم مستر اسميت رفت پيش وكيل دادگستري و گفت: من مي‌خوام از شوهرم طلاق بگيرم. وكيل گفت: بسيار خوب، مانعي ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهيد تا ترتيب كارتان را بدهيم. خانم گفت: زكي! 500 دلار مي‌گيرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟
 
تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته!
 
ببينم، داداش شما چيكاره است؟ راننده است، «روي» ماشين بابام كار مي‌كنه، داداش شما چطور؟ داداش من مكانيكه، «زير» ماشين مردم كار مي‌كنه!
 
وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!
 
تركه مي‌خوره زمين، كمونه مي‌كنه بعدش تو كلانتري مي‌گه: من رضايت نمي‌دهم!
 
يه تركه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بيني‌ام چكه مي‌كرد!
 
 تركه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!
 
راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكر كرد، كه دير اومدم خونه!
 
سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟
 
معتادي كه در حال كشيدن سيگار بود، مي‌گويد: يه ژمين لرژه هم نمياد كه خاكشتر شيگارم بيفته!
 
بچه‌اي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!
 
مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!
 
رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!
 
تركه تي‌شرت تايتانيك مي‌پوشه، مي‌ره دريا غرق مي‌شه!
 
شنيدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بيماريش چي بود؟ سرماخوردگي. يعني بر اثر سرماخوردگي فوت كرد؟ آره، آخه وسط خيابون يهو عطسه‌اش ميگيره، تا مي‌ايسته عطسه كنه يه ماشين بهش مي‌زنه!
 
چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!
 
اولي به دومي: آن دو نفر را مي‌بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي‌كند اصلا ازدواجي بين‌شان صورت نگرفته است!
 
مرد خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم! 
 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 15:10  توسط جوکر  |